سترون (صفت) زن نازاينده و عقيم. عقيم. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1653) 
سترون [ sotorvan ]به فتح اول و واو بر وزن قلمزن زن نازاينده و عقيمه را گويند و معنى تركيبى اين لغت استر مانند است چه ستر به معنى استروون به معنى شبه و مانند باشد و چون استر نمىزايد او را به اين اعتبار بدين نام خواندهاند و زنى را نيز گويند كه بيش از يك فرزند نزاييده باشد و با اول و ثانى مضموم هم آمده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص494) 
- زنى كه عقيم باشد . مثالش خاقانى گويد: [بيت] دلم آبستن خرسندى آمد اگر شد مادر روزى سترون 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص789) 
زنى را گويند كه نزايد و عرب«عقيم» گويد . 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص245) 
[صفت][فارسی]عقيم و نازا و ستاغ.و زنى كه بيش از يك فرزند نزائيده باشد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص1846) 
نازاينده. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص85) 
استرون و سترون بالفتح،يعنى نازاينده چون استر،زيرا كه ون بمعنى مانندست و صحيح آنست كه براى نسبت است چنانكه در مقدمه گذشت. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص119) 