bookmark

معنای سنگور

سنگور

بر وزن انگور سله‌اى باشد كه فقاعيان شيشه‌ها و كوزه‌هاى فقاع را كه بوزه باشد در ميان آن بچيند و بادريسه دوك را نيز گويند و آن چرم يا چوبى باشد مدور كه در گلوى دوك محكم سازند و به عربى فلكه خوانند و نام مرغى هم هست.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص533)
sourceLink

- [بوزن طنبور] سله باشد كه فقاعيان فقاع در آن چينند. مثالش شمس فخرى گويد: بيت فقاعى نوالت در بيابان براى تشنگان بستست سنگور و حكيم سنائى نيز فرمايد در مدح پسر فقاعى: بيت اگر چون زر نخواهى روى عاشق منه بر گردن چون سيم سنگور و بمعنى بادريسۀ دوك نيز بنظر رسيده كذا فى ادات الفضلا . .
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص737)
sourceLink

(اسم) سلۀ فقاعيان كه فقاع در آن چينند. سنجور. ¦¦بادريسۀ دوك، و آن چرم يا چوبى باشد مدور كه در گلوى دوك محكم سازند.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1721)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]يك نوع سله‌اى كه شيشه‌ها و كوزه‌هاى بوزه را در ميان آن چينند.و بادريسه و چرم و يا چوبى مدور كه در گلوى دوك محكم سازند.و نام مرغى.
(
فرهنگ نفیسی
, ج3 , ص1948)
sourceLink

بادريسه .
(
فرهنگ قواس
, ص184)
sourceLink

بالفتح،سله كه فقاعيان فقاع در ان چينند،سنايى گويد: بيت اگر چون زر نخواهى روى عاشق منه بر گردن چون سيم سنگور و بمعنى بادريسۀ دوك نيز گفته‌اند،و در شين معجمه مذكور ميشود.
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص885)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.