زيغ [ ziq ]بكسر و ياى مجهول،نوعى از حصير كه ازلخ بافند،سوزنى گويد: بيت هجرهاى كاندروست زيغ و نمد قالى رومى و نهالى خز و بمعنى نفرت و كينه،مخفف آزيغ مرقوم نيز آمده،اسدى گويد: بيت ز درد خزان در دل زاغ زيغ هوا بسته در لشكر ماغ ميغ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص808) 
به كسر اول و سكون ثانى و غين نقطهدار نوعى از فرش و بساط باشد و به معنى جمعيت خاطر و نشاط دل و فراغت هم هست و حصير و بوريايى را نيز گويند كه از دوخ بافند و دوخ علفى است كه بدان انگور و خربزه آونگ كنند و به فتح اول در عربى به معنى شك و ريب و ميل از حق به باطل باشد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص471) 
بكسر اول بساط بافى از قبيل فروش يا حصير و عامل آن عمل را زيغكر كويند و زيغباف نيز بهمين معنى است سوزنى كفته با چنان ناز اكر نشاط كنى خيز و در حجره نشاطى خز حجرۀ كاندرو است زيغ و نمد قالى رومى و نهالى خز صاحب فرهنك منظومه كفته زيغ باشد فراغت دلها و با ياى مجهول بمعنى نفرت آمده و آن را ازيغ نيز كويند چنانكه حكيم اسدى كفته ز درد خزان در دل زاغ زيغ هوا بسته از لشكر باغ ميغ فردوسى طوسى در رد مردى كه دعوى شجاعت بدروغ مىكرده كفته برو زيغ بافى كزين كاركرد نهاى مرد شمشير و روز نبرد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص444) 
بساطى باشد از دوخ بافته(ابو العباس گفت: [بيت] زيغ بافان را با وشى بافان ننهند طبل زن را ننشانند بر رود نواز) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص163) 
- نوعى از بساط كه از دوخ بافند، مثالش استاد بهرامى گويد: بيت اى دريغ از آبروى من دريغ تا زمانه كرد پامالم چو زيغ و حكيم سوزنى نيز فرمايد: بيت با چنان تاز اگر نشاط كنى خيز و در حجرۀ نشاطى خز حجرهاى كاندروست زيغ و نمد قالى رومى و نهالى خز و بمعنى فراغت دل نيز آمده. مثال اين معنى صاحب فرهنگ منظومه گويد: بيت اى ز تو حل جمله مشكلها زيغ باشد فراغت دلها و حكيم اسدى نيز گويد: بيت ز درد خزان در دل زاغ زيغ هوا بسته از لشكر ماغ ميغ و در فرهنگ بمعنى نفرت آورده و همين بيت اسدى را شاهد آورده. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص672) 
[اسم][فارسی]جمعيت خاطر و نشاط دل و فراغت بال.و نوعى از فرش و بساط.و حصير و بوريا. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص1803) 
بوريا كه از دوزخ بافند.ابو العباس گويد: زيغبافان را با وشىبافان نهنهند#طبلزن را ننشانند بر رود نواز [اسدى]طوسى نيز گفته است: ز درد خزان در دل زاغ زيغ#هوا بسته از لشكر ماغ ميغ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص192) 