سرغين [ serqin ]به فتح اول و كسر ثالث بر وزن پروين به معنى سرنا باشد كه مخفف سورناى است و آن را ناى تركى نيز خوانند و به كسر اول و ثالث هم به نظر آمده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص507) 
با اول مفتوح بثانى زده و غين مكسور سرناى باشد كه آن را ناى تركى كويند و در اصل سورناى است كه در عروسى و عشرت نوازند در جنك نيز نوازند آن را ناى سرغينه نيز كفتهاند فردوسى كفته بزد ناى سرغين و روئينه خم برآمد خروشيدن كاودم 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص469) 
- [به راى مهمله و غين معجمه بوزن پروين] و بكسر سين نيز بنظر رسيده، ناى تركى باشد كه سرنا نيز گويند. مثالش شهنامه: بيت بر آمد خروشيدن كرناى دم ناى سرغين و هندى دراى 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص789) 

تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص1883) 
ناى تركى باشد.[اسدى] طوسى گويد: ز هر سو همى كوس زرين زدند#دم ناى روئين و سرغين زدند 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص175) 
سرغين (اسم) سرنا. ناى تركى. سرغينه. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1681) 