bookmark

معنای ساسر

ساسر

بضم سين دوم،همان سار مرقوم بمعنى اول،و بفتح سين،بمعنى اخير يعنى نى ميان تهى كه از ان قلم سازند.
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص818)
sourceLink

به فتح ثالث بر وزن لاغر به معنى سارج است كه سار باشد و به ضم ثالث قلم و نى ميان خالى كه بدان چيزى نويسند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص481)
sourceLink

- [بفتح سين دوم] مرغ كوچك سياه كه او را سار و سارى نيز گويند. كذا فى الفرهنگ . ¦¦
- [بضم سين دوم] آن نى كه از آن قلم كنند.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص743)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]مرغى كه سار نيز گويند. ¦¦
[اسم‏][فارسی‏]قلم و كلك و نى ميان كاواك كه بدان تحرير كنند.
(
فرهنگ نفیسی
, ج3 , ص1817)
sourceLink

(اسم) نى كه از آن قلم سازند. قلم و نى ميانخالى.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1628)
sourceLink

كلك.
(
فرهنگ قواس
, ص57)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.