bookmark

معنای دنبره

دنبره

با راى بى‌نقطه بر وزن زنگله طنبور باشد و آن سازيست مشهور و اصل اين لغت دنبۀ بره بوده است چه مشابهت تمامى به دنبۀ بره دارد و به كثرت استعمال دنبره شده است و معرب آن طنبوره است.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص395)
sourceLink

آن سازيست مشهور مشابه بدنبه برّه و يك باى آن محذوف شده دنبره باقى مانده و عرب آن را معرب كرده طنبور بطاى مؤلف كرده‌اند چون تا و دال نيز تبديل مى‌يابند دنبوره طنبوره شده و آن دنبك و تنبك نيز كرده‌اند منوچهرى كفته بدهقان كديور كفت انكور مرا خورشيد كرد آبستن از دور فروريزم نجم خسروانى در آن سالى مرا مى‌دار محصور بياد شهريارم نوش كردان ببانك چنك و موسيقار و طنبور
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص387)
sourceLink

- [بفتح دال و باء راى مهمله و سكون نون] در شرفنامه بمعنى طنبور باشد.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص586)
sourceLink

دنبۀ بره. ¦¦طنبور.
(
لغت نامه دهخدا
, ص417)
sourceLink

[اسم‏] [فارسی‏] طنبور و دنبه بره.
(
فرهنگ نفیسی
, ج2 , ص1541)
sourceLink

(اسم مرکب) دنببره.
(
لغت نامه دهخدا
, ص1351)
sourceLink

طنبور.
(
فرهنگ قواس
, ص190)
sourceLink

دنبره و دنبوره

بالضم،تنبوره كه سازيست،در اصل دنب بره بوده،بواسطۀ شباهت بدان.
(
فرهنگ رشیدی
, ص691)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.