خنجير [ xenjir ]بفتح خا و كسر جيم تازى،بوى دود و چربى،خسروانى گويد: بيت سالها بگذرد كه بر نايد روزى از مطبخش همى خنجير و در فرهنگ بكسر جيم،نيزه،و بوى تيز كه از پيه،و استخوان و پشم سوخته، و چراغ مرده و امثال آن برايد،و هر چيز تند و تيز،و همانا نيزه را بواسطۀ تيزى نوك، و بوى پيه و استخوان را بواسطۀ تندى بوى خنجير خوانند،بمعنى نيزه،اسدى گويد: بيت همه آسمان گرد لشكر گرفت همه دشت خنجير و خنجر گرفت و بمعنى بوى تيز،ظهير گويد: بيت ز ياد گرزش هامون همه پر از آشوب ز تف تيغش گردون همه پر از خنجير 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص611) 
به كسر اول بر وزن دلگير هر چيز تند و تيز را گويند عموما و بوى تيزى كه از سوختن استخوان و چرم و پشم و پنبۀ چرب شده و چراغ خاموش گشته و امثال آن برآيد خصوصا و نيزه و سنان را هم گفتهاند و به فتح اول هم آمده است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص351) 
بر وزن دلكير بمعنى بوى تيزى كه از پشم و استخوان سوخته و چراغ مرده و امثال آن برآيد و هر چيز تندوتيز را كويند و بمعنى نيزه هم هست همانا بواسطه تيزى نوك نيزه كفتهاند اسدى كفته همه آسمان كرد لشكر كرفت همه دشت خنجير و خنجر كرفت و بمعنى بوى تيز ظهير كفته ز باد كرزش هامون همه پر از آشوب ز تف تيغش كردون همه پر از خنجر 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص351) 
- [بوزن زنجير] بوى دود و چربى . مثالش خسروانى فرمايد: بيت بگذرد ساليان كه بر نايد روزى از مطبخت همى خنجير و استاد لامعى نيز گويد : بيت ز بيم خنجر تو استخوان سوخت بر ايشان و زيشان خاست خنجير 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص433) 
بوى دود و چربى باشد.خسروانى گفت: بيت بگذرد ساليان كه برنايد روزى از مطبخش همى خنجير 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص104) 
[اسم] [فارسی] هر چيز تند و تيز. و بوى گنده و تيزى كه از سوختن استخوان و چرم و پشم و پنبۀ چرب شده و فتيلۀ خاموش گشته و جز آن برآيد. و نوك نيزه و سنان. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1408) 
بوى چربو بود بوقت كباب سيخ كردن خسروانى گويد: زياد گرزش گردون همه پر از آشوب#ز تف تيغش هامون همه پر از خنجير 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص146) 
خنجير (اسم) هر چيز تند و تيز. ¦¦بوى گنده و تيزى كه از سوختن استخوان و چرم و پشم و پنبۀ چربشده و فتيلۀ خاموشگشته و جز آن برآيد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص1163) 