خشنسار (اسم) نوعى مرغابى بزرگ تيرهرنگ كه ميان سرش سفيد باشد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص1140) 
خشنسار [ xaconsār ]به فتح اول با سين بىنقطه بر وزن طلبكار به معنى خشتنشار است كه مرغابى بزرگ تيرهرنگ ميان سر سفيد باشد و تركان قشقلداق مىگويند و به ضم اول نيز درست است و با شين نقطهدار هم آمده است چه در فارسى سين و شين هر دو به هم تبديل مىيابند و به جاى نون ياى حطى هم گفتهاند كه بر وزن پديدار باشد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص342) 
بر وزن طلبكار نوعى از مرغابى باشد كه پشت بال آن مانند باز خشين سياه و در ميان سرش سفيدى باشد فردوسى كفته پياده همى شد ز بهر شكار خشنسار ديد اندران چشمه سار حكيم اسدى طوسى استاد فردوسى كفته لب چشمها بر خشنسار و ماغ زده صف شقايق همه دشت و راغ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص346) 
[بضم خاء و فتح شين معجمه و سكون نون و بعد از نون سين مهمله] نيز بنظر رسيده و برين قول اعتماد بيشترست و حكيم اسدى نيز چنين آورده و گفته: بيت لب چشمهها پر خشنسار و ماغ زده صف شقايق همه دشت و راغ و حكيم لامعى جرجانى نيز مؤيد اين گويد : بيت ز مرجان هر تذروى قيمتى پيرايهاى دارد ز ديبا هر خشنسارى گران سرمايهاى دارد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص432) 
مرغى است بزرگ سفيد تيرهگون. دقيقى گفت: بيت از آن كردار كو مردم ربايد عقاب تيز بربايد خشنسار 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص103) 

توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1369) 
خشيسار مرغيست بزرگ آبى سپيد سر.دقيقى گفته است: از آن كردار كو مردم ربايد#عقابى تيز بر بايد خشيسار 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص63) 
خشنشار [اسم] [فارسی] خشتنشار و مرغابى كلان تيره رنك ميان سر سپيد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1369) 
خشينسار و خشى سار مرغيست آبى بزرگ تيره رنگ سفيد سر،چهسار بمعنى سر آمده،و چون آن مرغ سفيد سر است،بدين نام خوانند،اسدى گويد: بيت لب چشمها پر خشيسار و ماغ زده صف شقايق همه دشت و راغ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص597) 
خشنشار و خشيسار - مرغى آبى بزرگ تيرهگون كه ميان سرش سفيد باشد. مثالش شمس فخرى گويد: بيت اگر از عدل او باشدش رخصت عقاب چرخ را گيرد خشنشار و در ترجمۀ صيدنۀ ابى ريحان بيرونى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص432) 