خانى [ xāni ]حوض،و زريست رايج ماوراء النهر،منسوب بخان كه لقب ملوك تركست، و بمعنى اول يعنى حوض نيز منسوب بخان گفتهاند،ليكن در ان تأملست. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص564) 
بر وزن فانى نام هماى دختر دارا باشد و زر خالص را نيز گويند و نام زريست كه در ماوراء النهر رايج است و منسوب به خان را هم گويند و حوض و چشمه آب را نيز گفتهاند و به معنى سلطنت متعالى هم هست. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص323) 
- [بكسر نون] چشمه را گويند. مثالش شيخ نظامى فرمايد: بيت چشمۀ آب زندگانى بود آب كوثر نه آب خانى بود و در نسخۀ ميرزا بمعنى زر خالص نيز آمده . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص498) 
(اِ) حوض. چشمۀ آب. ¦¦تالاب. باتلاق. ¦¦آب صاف. ¦¦زرى است رايج در تركستان. ¦¦زر خالص. ¦¦پسوند مكان در بعضى از كلمات: تيرخانى، چاهخانى، سرخانى، سياهخانى. ¦¦از مبادى گاهشمارى چون هجرى و يزدگردى و جلالى و غيره. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
(ص نسبى) منسوب به خان: عمارت و قلعۀ خانى. ¦¦منسوب به خانه، خانگى. اهل خانه. ضد بيگانه. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
(حامص) خان بودن. رئيس قبيله و ايل بودن، مقام خان داشتن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص1083) 
[صفت] [فارسی] حوض و چشمۀ آب. و آب صاف. و گرمابه. و زر. و منسوب بخان. و نام هماى دختر دارا. و يك نوع زرى رايج تركستان. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1320) 
نيز حوض باشد خاقانى نيز گفته است: ز تاب آب آن رخشنده خانى#شده از غيرت آب زندگانى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص24) 