bookmark

معنای خشاوه

خشاوه

به كسر اول بر وزن كلاوه پاك كردن باغ و زمين و كشت‌زار و زراعت باشد از خس و خاشاك و علفهاى خودرو و به معنى پيراستن هم هست كه بريدن شاخهاى زيادتى درخت باشد و به اين معنى به جاى واو راى بى‌نقطه هم آمده است.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص340)
sourceLink

- [بشين معجمه و واو. بوزن فتاده] پاك كردن جاليز باشد از خس و خاشاك در نسخۀ وفائى و شمس فخرى بمعنى زمينى آورده كه از براى زراعت پاك كرده باشند و فرموده: بيت بهر بومى كه باشد اهتمامش نباشد حاجت زرع خشاوه و در مؤيد [بسين و راء مهملتين] آورده بمعنى شاخهاى زياده از درخت دور كردن .
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص475)
sourceLink

پاك كردن پاليز يا رز باشد از خار و خاشاك.ابو العباس گفت: بيت نه خود نشانم و خود پرورم چو ز آب دهم نه خود خشاوه كنم شان بنوك در سر رش
(
صحاح الفرس
, ص274)
sourceLink

(اسم مصدر) پيرايش بستان و باغ و كشتزار از علفهاى خودرو و هرزه و سنگ و خس و خاشاك. وجين. ¦¦پيرايش درخت از شاخههاى زيادى. خشاره.
(
لغت نامه دهخدا
, ص1132)
sourceLink

پاك كردن باغ ورز و كشت بود از گياه.ابو العباس گفته است: كه خود نشانم و خود پرورم خود آب دهم #ز خود خشاوه كنم شان بنوك دوسره داس
(
فرهنگ قواس
, ص181)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.