تورنگ بواو مجهول،خروس صحرائى،و بعضى بمعنى تذر و گفتهاند،مرادف ترنگ مرقوم،منصور شيرازى گويد: بيت نبرد كبك بدور تو جور از شاهين نكرد باز ز باس تو ظلم بر تورنگ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص458) 
با ثانى مجهول بر وزن هوشنگ خروس صحرائى را گويند كه تذرو باشد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص255) 
- همان ترنگ مرقوم [بضم تاء] كه تذرو باشد. مثالش شاعر گويد: بيت نبرد كبك بدور تو جور از شاهين نكرد باز ز بأس تو ظلم بر تورنگ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص312) 
[اسم] [فارسی] قرقاول و خروس جنگلى و تذرو. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص999) 
(اسم) تذرو. خروس دشتى. قرقاول. خروس جنگلى. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص804) 
نيز تدرو است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص62) 
تورنك همان تذرو است كه او را تيرنك نيز كويند و خروس دشتى خوانند و كذشت 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص282) 