bookmark

معنی بوره

بوره

بر وزن شوره چيزيست مانند نمك و آن را زرگران به كار برند و شكر سفيد را نيز گفته‌اند و معرب آن بورق است و به عربى نطرون خوانند و گويند اگر قدرى از بوره با صدف بسايند و در بينى زن بدمند اگر آن زن عطسه كند دوشيزه بود و اگر نكند دوشيزه نباشد و بوره ارمنى همان است.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص164)
sourceLink

بر وزن شوره چيزيست بر وزن نمك كه آن را زركران بكار برند و شكر سفيد را نيز كفته‌اند و بورق معرّب آن است و آن را بورۀ ارمنى نيز كويند و در لغت درى بوره يعنى بيا چنانكه بابا طاهر كفته شعر بوره يكشو منوّر كن وثاقم مهل در محنت روز فراقم به جفت و طاق ابروى تو سوكند كه مو جفت غمم تا از تو تاقم
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص192)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]ملحى است كه از آب بعضى درياچه‌هاى آسيا و چين و تبت و هندوستان اخذ مى‌كنند و تنكار و ملح ايرانى نيز ناميده مى‌شود.
(
فرهنگ نفیسی
, ص657)
sourceLink

(اسم) چيزى است مانند نمك تلخ‌مزه. كه به رنگ سفيد، زرد يا خاكسترى است و در لحيم كارى از آن استفاده مى‌شود. ¦¦شكر سفيد و معرب آن بورق است.
(
لغت نامه دهخدا
, ص475)
sourceLink

شكر بسته.
(
فرهنگ قواس
, ص145)
sourceLink

بوره في الاصطلاح

بوره

(ر ك: بورق)
(
‏فرهنگ داروها
, ص76)
sourceLink

الأعلام

بوره

[ر] شهرى در كرانۀ درياى مصر نزديك دمياط است. عمامه‌هاى بورى و ماهى بورى بدانجا نسبت دارد. از آنجا است: محمد پسر عمر پسر حفص بورى. عبد الغنى پسر سعيد گويد: حديثهايى به نقل از او شنيده‌ام.
(
ترجمه معجم البلدان
, ص650)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.