انجيره مرادف انجير،شرف گويد: بيت در لبت صد هزار دل گم شد همچو گاور سهادر انجيره و بمعنى حلقۀ دبر نيز آمده،سنايى گويد: بيت هر كه شد كون پرست از خيره گوز يابد ثواب ز انجيره 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص159) 
بر وزن زنجيره به معنى انجيره باشد كه ميوهايست معروف و نام چشمهايست از توابع يزد و ناوچه مقعد و سوراخ كون را نيز گويند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص91) 
- [بفتح همزه و راء مهمله و سكون نون و ياء و كسر جيم] حلقۀ دبر باشد. شمس فخرى گويد كنايه بخصم ممدوح: شعر ولى تا بنگرد از انتقامت مدامش خرزه در انجيره باشد و حكيم سنائى نيز فرمايد: شعر هر كه شد كون پرست برخيره گوز يابد ثواب از انجيره و در فرهنگ بمعنى انجير نيز آورده و اين بيت شرف شفروه را شاهد آورده: شعر در لبت صد هزار دل گم شد همچو گاورسها در انجيره و مولوى معنوى نيز مؤيد اين معنى گويد : شعر چه با برگم از آن خرما كه مريم چشم روشن شد از ان خرما شدم پر دل ندارم برگ انجيره 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص96) 
در كون باشد .ابو العلاء گفت: بيت اى كير من[اى كير تو]انجير[ه]گذارى سرگين خورى و قى كنى[و]باك ندارى ريچاله[گرى]پيش گرفتى تو همانا بحتره(كذا) در شير برى كامه برآرى 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص262) 
[اسم][فارسی]بمعنى انجير كه ميوۀ انجيربن باشد.و ناوچۀ مقعده و سوراخ كون.و [اسم جمع]آلات و اسباب مسافر و [اسم خاص] چشمهاى در توابع يزد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص414) 
(اسم) ←انجير. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
(اسم) ناوچۀ مقعد و سوراخ كون. سوراخ مقعد. سوراخ كس زنان. ¦¦ آلات و اسباب مسافر. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص249) 
در كون را گويند.ابو العلاى شوشترى گويد: اى كير من اى كير تو انجيره گذارى#سرگين خورى و قى كنى و باك ندارى 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص89) 
انجير و انجيره ميوۀ معروف شرف شفروه كفته شعر در لبت صد هزار دل كم شد همچو كاورسها در انجيره و بمعنى سوراخكننده است و از اينجاست كشكنجير يعنى سوراخكنندۀ كوشك و انورى در صفت آسمان كفته شعر نه منجيق رسد بر سرش نه كشكنجير نه تير چرخ و نه سامان برشدن بوهق و سوراخ مقعد را نيز كفتهاند كه حلقۀ دبر باشد چه بدان مشابهتى دارد حكيم سنائى كفته شعر هركه شد كونپرست برخيره كوز يابد ثواب از انجيره چه دهى از پى كذر كه سفل خرد پير خود بكودك طفل و انجيره آدم ميوۀ سرخرنكست در هندوستان و نهر انجير نام جوئيست در هرات كه از ميان باغ زاغان مىكذرد آن را با لام نيز تبديل كردهاند و چشمهايست در چهارفرسخى يزد بر سر راه خراسان 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص118) 