انروب بفتح الف و ضم راى مهمله،قوبا باشد كه داد نيز گويند،افضل كرمانى گويد: بيت ترا كى ره بود در پيش محبوب كه دارى بر همه اندام انروب 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص162) 
بر وزن منكوب جوششى است با خارش كه به عربى قوبا خوانند و بعضى گويند جوششى است كه آن را به فارسى گر و به تازى جرب خوانند و با زاى نقطهدار هم گفتهاند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص93) 
- [بوزن مرغوب] جرب باشد و آن را گر و بريون و كوارون نيز گويند. مثالش افضل الدين كرمانى گويد: شعر ترا كى ره بود در پيش محبوب كه دارى بر همه اندام انروب و در فرهنگ اندوب و اندروب و اندوج نيز باين معنى آورده و گفته كه آن را بتازى قوبا گويند . اما در كتب طبى قوبا غير جرب است چه جرب جوشش با خارش و قوبا خشكى با تركيدگى است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص14) 
با اندروب و اندوب و اندروج مرادف است 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص121) 
(اسم) ←اندروب. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص259) 

تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص422) 
بريون و كوارون . 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص164) 