آغرده جامۀ تنگ و نازك،سوزنى گويد: بيت بدرد خاست كمرگاه و پشتت از سردى كه جامۀ زبرين تو بود آغرده و حق آنست كه آغرده مخفف آغارده است يعنى نم ديده و تر شده كه مصدرش آغاردن است،و چون صاحب جهانگيرى بدين معنى منتقل نشده،بقياس معنى اختراعى برين لفظ بر بسته. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص129) 
بر وزن واكرده جامه نازك و تنگ را گويند و در جاى ديگر جامه تنگ پارهپاره نوشتهاند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص36) 
- [بغين معجمه و راى مهمله بوزن آورده] جامۀ تنك و تازه باشد. مثالش حكيم سوزنى گويد: بيت بدرد خاست كمر گاهش از بسى نرمى كه بستر ز برين تو بود آغرده و در مؤيد الفضلاء مسطور است كه در فرهنگ فخر قواس بجاى تازه، پاره آمده. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص107) 
(صفت مفعولی / صفت فاعلی) نمديده. خيسيده. ترشده. ¦¦خورده شده. آشاميده شده. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص45) 
[اسم][فارسی]جامۀ نازك و تنگ و جامۀ تنگ و پارهپاره. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص35) 
جامۀ تنگ و پاره را گويند.بزرگى گفته است: بخاست درد كمرگاه و پشت از سرما#كه بستر زبرين تو بود آغرده 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص152) 