تَجَمَّدَ صار جامدًا:«تَجَمَّدَ ماءُ نَهْر» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
تخثَّر و تجلَّط:«تَجمَّدَ دَمٌ» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
أُصيب باستحالة الحركات المَفْصِليَّة:«تَجَمَّدَت يدُه من البَرْد» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
بقي بدون حَراك:«تَجمَّدَ في مكانهِ» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
تَحجَّر،أَحْجَم عن التَّطوُّر و التَّقدُّم:«تجمَّد في عاداته» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
جمَد:«تجمَّد الدَّمُ في عُروقه» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص215) 
منجمد شدن،يخ زدن،تبديل به يخ شدن؛سرد شدن(جسد)؛منعقد شدن(خون)؛سخت شدن،سفت شدن،سنگى شدن(مثلاً:سيمان). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص91) 