تَلَحَّزَ بخيل شد ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
بر اثر خوردن انار يا گلابى و مانند آن دهان وى آب افتاد ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
جامههاى خود را براى جنگ يا مسافرت پوشيد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص254) 
بَخُل ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
تحلَّب فوه من أكل رُمَّانة او إجَّاصة و نحوهما شهوةً لذلك ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
شمَّر ثيابه لقتال او سفرٍ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص715) 
تَلَحَّزَ تَلَحُّزاً قد لَحِزَ ، كفَرِحَ ، لَحَزاً ، و تَلَحَّزَ تَلَحُّزاً 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج8 , ص141) 
تَلَحَّزَ الرجلُ بمعنى لَحِزَ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
تحلَّب فوهُ من اكل رمَّانة حامضة او اجَّاصة شهوةً لذلك ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
شمَّر ثيابهُ لقتالٍ او لسفرٍ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص35) 
تَلَحَّزَ عَنهُ از آن كار بازگشت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص254) 
تأخَّر 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص715) 
تأخَّر. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص35) 
تأَخَّر. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص817) 
تَلَحَّزَ فلان لَحِزَ. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
شمَّر ثيابَه لقتالٍ أَو سفر. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص817) 
تَلَحَّزَ فمُه تحَلَّب من أَكل رُمَّانة أَو نحوها، شهوةً لذلك. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص817) 