تَصَاعَبَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفاعل
bookmark

معنای تَصَاعَبَ

تَصَاعَبَ

سخت گرفت ¦¦
اين واژه ضد(تساهل)است
(
فرهنگ ابجدی
, ص232)
sourceLink

ضدّ تساهل
(
المنجد فی اللغة
, ص424)
sourceLink

كان صَعْبَ‌ الإِرضاء:«تَصاعَبَ‌ فَتًى»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص833)
sourceLink

مشكل‌پسندى كردن؛اشكال تراشيدن، سخت گرفتن،گوشت‌تلخ بودن.
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص364)
sourceLink

تَصَاعَبَ في الامر

ضدُّ تساهل.
(
أقرب الموارد
, ج3 , ص203)
sourceLink

مداخل هم ریشه تَصَاعَبَ

الصاد و العين و الباء أصلٌ‌ صحيح مطَّرد،يدلُّ‌ على خِلاف السهولة.(معجم مقاییس اللغة , ج3 , ص286)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.