مُهدَّم ما سَقَط خراباً،خَرِب:«قَصْر مُهدَّم» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1477) 
و شَيخٌ هِدْمٌ ،على التشبيه بالثَّوبِ ،و خُفٌّ هِدمٌ و مُهدَّمٌ كذلك،قال: 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج4 , ص271) 
بناء مهدوم و مهدَّم ،و قد انهدم و تهدّم . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص698) 
و خُفٌّ هِدْمٌ و مُهَدَّمٌ : مثل الثوب; 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج12 , ص605) 
مُهَدَّم و مُتَهَدِّم : تخريب شده،ويران شده،ويرانه،از بين رفته، نابود شده؛اوراق،قراضه،خراب،زهوار دررفته. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص781) 
خُفٌّ مُهَدَّمٌ كفش فرسوده و پينه زده 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص876) 
مثل الثوب 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص675) 
اَي: بالٍ أو مرقَّع (اللسان). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص683) 
بالٍ مرقَّع 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص859) 