أَمَازَهُ مَازَهُ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص722) 
تشخيص دادن،متمايز كردن؛ترجيح دادن(چيزى را). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص666) 
مَازَه يَميزُهُ مَيْزاً : عَزَلَه و فَرَزَه، كأَمَازَه و مَيَّزَه ، و الاسمُ المِيزَةُ بالكَسْر، فامْتَازَ و انْمازَ و تَمَيَّزَ و اسْتَمَازَ ، و كذٰلك امّازَ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج8 , ص153) 
اَمازَهُ اِمازة بمعنى مازهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص290) 
أَمَازَ الشى ءَ آن چيز را بر چيزهاى ديگر ترجيح داد ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
آن چيز را از چيزى ديگر جدا كرد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص127) 
فرزه عن غيره ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
فَضَّله على سواه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص781) 
مازه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص893) 