أَرْهَلَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب إفعال
bookmark

معنای أَرْهَلَ

اَرْهَلَهُ

اورثهُ الرَهَل
(
أقرب الموارد
, ج2 , ص447)
sourceLink

أَرْهَلَهُ النومُ

خواب پوست بدن او را آماسيده و متورم ساخت
(
فرهنگ ابجدی
, ص46)
sourceLink

صيَّره رَهِلاً
(
المنجد فی اللغة
, ص284)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.