زغن بر وزن چمن گوشت ربا و غليواج باشد گويند شش ماه نر و شش ماه ماده است و بعضى گويند يك سال نر و يك سال ماده مىباشد و بعضى گفتهاند كه زغن گنجشك سياه است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص457) 
بمعنى غليواج است كه كاهى نر است و كاهى ماده بعربى غداف كويند 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص434) 
مرغ گوشت ربا و موشربا بود و«خاد»نيز گويند 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص244) 
- غليواز باشد يعنى گوشت ربا و موشگير نيز گويند. بستان: بيت چنين گفت بيش زغن كرگسى كه نبود زمن دوربينتر كسى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص685) 
(اسم) پرندهاى است از راستۀ شكاريان روزانه از دستۀ بازها كه در حدود هفت گونه از آن شناخته شده و همه متعلق به نواحى گرم و معتدل آسيا، اروپا و آفريقا هستند. زغن جزو بازهاى متوسطالقامه است و بسيار متهور، چابك، تندحمله، قوى و خونخوار است. دم وى دو شاخ است. او همۀ پستانداران كوچك مخصوصاً جوندگان را شكار مىكند. موشگير. غليواج. چنگلاهى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص1576) 
[اسم][فارسی]غليواج و گنجشك سياه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص1763) 
نام مرغ گوشتربايست.فرّخى گفت: تا نبود چون هماى فرّخ كرگس#همچو نباشد بشبه باز خشين پند. و جلاّب بخارى گويد: چون پند فرومايه سوى جوژه گرايد#شاهين ستنبه بتذروان كند آهنگ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص40) 
غليواز .امير معزى گويد: بر جاى رود و جام مى گوران نهادستند پى#بر جاى چنگ و ناى و نى آواز زاغست و زغن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص58) 