bookmark

معنای آغالش

اغالش

بر وزن آسايش مردم را به خصومت افكندن و تحريص نمودن به جنگ و كسى را بر كسى تيز كردن باشد كه به عربى اغرا گويند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص36)
sourceLink

به كسر لام بر وزن تراوش به معنى اغالش است كه شورش انگيختن و بد آموزى و تحريص كردن نادان به جهت خصومت انداختن ميان مردم باشد و آن را به عربى اغرا گويند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص77)
sourceLink

همان آغالش است كه مرقوم شده است
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص104)
sourceLink

مردم را بخصومت انداختن باشد و عرب «اغراء و تحريض و تهييج»گويد.بو شكور گفت: بيت بر آغالش هر دو آغاز كرد بدى گفت و نيكى در آن راز كرد
(
صحاح الفرس
, ص147)
sourceLink

- [بمد الف و كسر لام] مردم را بخصومت انداختن و بتازى اغراء گويند. مثالش حكيم دقيقى فرمايد: بيت خويشتن پاك دار و بى‌پرخاش رو بآغالش اندرون مخراش و حكيم لامعى جرجانى نيز گويد: شعر بياغالد چنانشان يك بديگر بر كز آغالش پسر دست پدر بندد پدر پاى پسر بندد
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص49)
sourceLink

(اسم) ←آغالش.
(
لغت نامه دهخدا
, ص186)
sourceLink

[مصدر حال‏][فارسی‏]آغاليدن.و [اسم‏]اغوا و برانگيختگى و ترغيب و تحريض بر گناه.
(
فرهنگ نفیسی
, ص34)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]آغالش و اغوا و برانگيختگى.و ترغيب و تحريص بر گناه.
(
فرهنگ نفیسی
, ص311)
sourceLink

شورش.ابو شكور گفته است: بر آغالش هر دو آغاز كرد#بدى گفت و نيكى همه راز كرد
(
فرهنگ قواس
, ص166)
sourceLink

آغالش

(اسم مصدر) اسم مصدر آغاليدن. عمل آغاليدن. بدآموزى. ¦¦تحريك و انگيختن. تحريض. اغرا. تهييج و تحريك به جنگ و فتنه و فساد و خصومت. ¦¦تيز كردن كسى را بر ديگرى. شورانيدن بر يكديگر. خبث كردن ميان دو تن. ميان دو كس به زيان بردن.
(
لغت نامه دهخدا
, ص45)
sourceLink

آغالش و آغاليدن

بر جهاندن و غلانيدن چيزى را بر چيزى كه بتازى اغراء گويند،دقيقى گويد: مصراع رو بآغالش اندرون مخراش و آغالنده برجهانده،و آغاليده برجهانده شده،و آغالد يعنى برجهاند و بر غلاند،و آغال بر جهاندگى و تحريض،شاعر گويد: مصراع ترك آغال و فتنه سازى كن و امر بآغاليدن،و آغالنده،فردوسى گويد: مصراع تو لشكر بر آغال بر لشكرش و ازرقى گويد: مصراع دهان گشاده بماند نهنگ مرگ آغال
(
فرهنگ رشیدی
, ص130)
sourceLink

آغال و آغالش

برجهانيدن و برغلانيدن چيزى بر چيزى كه بتازى اغرا كويند فردوسى كفته شعر تو لشكر بر آغال بر لشكرش و آغاليدن بمعنى تحريص كردنست ع ترك آغال و فتنه سازى كن ازرقى كويد شعر ز روى تيغ تو اندر دو چشم دشمن تو دهان كشاده نمايد نهنك مرد آغال ناجاويده فروبردن را نيز كويند و در اين بيت مرد آغال بمعنى مرد او بار است چه اوهار بمعنى فروبردن كه بعربى بلع كويند آغال و آغل جاى خواب كوسفندان و زنبور ويشه بود
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص104)
sourceLink

ضرب المثل آغالش

به آغالش هركسى بد مكن - نشانه مشو پيش تير سخن

اسدى.
(
امثال و حکم
, ص375)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.