انْدَغَمَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب انفعال
bookmark

معنای انْدَغَمَ

اِنْدَغَمَ

اتَّحَد و انْدَمج: «انْدَغَمَتْ‌ قَوْميَّتُه في مَذْهبهِ‌»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص469)
sourceLink

يكى شدن،تركيب شدن،ادغام شدن؛ مندمج شدن.
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص198)
sourceLink

مداخل هم ریشه انْدَغَمَ

الدال و الغين و الميم أصلان:أحدُهما من باب الألوان، و الآخر دخولُ‌ شىءِ فى مَدْخَلٍ‌ ما.(معجم مقاییس اللغة , ج2 , ص284)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.