تَقَشْعَرَ

فعل ماضی رباعی
bookmark

معنای تَقَشْعَرَ

تَقَشْعَر

اقْشَعَرَّ،رَجَف:«تَقَشْعَرَ بَدَنُه مِن الحُمَّى»،«تَقَشْعَر بَدَنُه من الخَوْف»، «تَقَشْعَر بَدَنُه مِن البَرْد».
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1156)
sourceLink

تَقَشْعَرَ الرَّجُلُ

الرَّجُلُ:اقْشَعَرَّ جلدُه.
(
المعجم الوسيط
, ج2 , ص736)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.