المُتَفَتِّت

اسم فاعل ثلاثی مزید باب تفعّل
bookmark

معنای المُتَفَتِّت

مُتَفَتِّت

مُتكسِّر قِطَعًا صَغيرةً‌ ¦¦
مُمزَّق:«قَلْبٌ‌ مُتفتِّت»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1073)
sourceLink

مداخل هم ریشه المُتَفَتِّت

الفاء و التاء كلمةٌ‌ تدلُّ‌ على تكسيرشىء و رفْتِه.(معجم مقاییس اللغة , ج4 , ص436)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.