وَارَنَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب مفاعله
bookmark

معنای وَارَنَ

وارَنَهُ

واجهه و قابله
(
المنجد فی اللغة
, ص897)
sourceLink

وَارَنهُ مُوارَنة

قابلهُ و واجههُ ¦¦
ساواهُ (مح) عن (ق).
(
أقرب الموارد
, ج5 , ص757)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.