صادَم صَدَم: «قِطار يُصادِم آخَر» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
هاجم بعُنْف و قُوَّة:«صادَم العدوّ» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص826) 
صَادَمَهُ او را زد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص544) 
مُصادَمَةً، و صِداماً:دافَعَهُ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص511) 
ضربَهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص420) 
تصادم كردن،برخوردن،ناگهان برخوردن،تصادفاً رسيدن،خوردن(به كسى يا چيزى)؛ايستادگى كردن،مخالفت كردن، استقامت از خود نشان دادن(در برابر كسى يا چيزى)،جنگيدن(در برابرِ كسى)؛(خصمانه) برخورد كردن(با كسى). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص360) 
و صادَمَهُ فتَصادَما و اصطَدَما ، و صَدَمَه يَصدِمُه صَدْماً ، و صَدَمَهُم أَمْرٌ: أَصابهم. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج12 , ص334) 
صَادَمَ زيدٌ سعدا أثناء مشيه صدمه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص415) 
قد صَادَمَهُ مُصَادمة دَافَعَهُ ، فاصْطَدَما 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج17 , ص407) 
صَادَمَهُ مُصَادمة ضربهُ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج3 , ص190) 
صادَمَ العَدوَّ ناگهان بر دشمن حمله برد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص360) 
صادَم في عارَض:«صادَمَه في آرائهِ» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص826) 
صُودِمَ بـ (مجهول:) :شديداً صدمه ديدن(از چيزى). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص360) 