رَاطَلَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب مفاعله
bookmark

معنای رَاطَلَ

رَاطَلَ

به رطل فروخت.
(
فرهنگ ابجدی
, ص416)
sourceLink

باع بالارطال و منهُ «باع مُرَاطلةً».
(
أقرب الموارد
, ج2 , ص392)
sourceLink

باع بالأَرطال
(
المنجد فی اللغة
, ص266)
sourceLink

راطَلَهُ

باعه مُراطلة:بالرِّطل.
(
المعجم الوسيط
, ص352)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.