دَاعَكَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب مفاعله
bookmark

معنای دَاعَكَ

دَاعَكَهُ

با او دشمنى و پيكار سخت كرد ¦¦
او را سرگردان كرد
(
فرهنگ ابجدی
, ص382)
sourceLink

ماطَلَه ¦¦
خاصمه خصاماً شديداً
(
المعجم الوسيط
, ص285)
sourceLink

خاصمه خصاماً شديداً ¦¦
ماطله
(
المنجد فی اللغة
, ص216)
sourceLink

دَاعَكَهُ مُدَاعَكَة

ماطلهُ (التاج).
(
أقرب الموارد
, ج2 , ص272)
sourceLink

خاصمهُ شديداً.
(
أقرب الموارد
, ج2 , ص208)
sourceLink

داعَكَ الأَمْرَ

بر آن كار ممارست و مواظبتكرد ¦¦
اين تعبير در زبان متداول رايج است
(
فرهنگ ابجدی
, ص382)
sourceLink

مداخل هم ریشه دَاعَكَ

الدال و العين و الكاف أصلٌ‌ واحد يدلُّ‌ على تمريس الشىء.(معجم مقاییس اللغة , ج2 , ص281)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.