جَارَزَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب مفاعله
bookmark

معنای جَارَزَ

جَارَزَ

فاكهه مفاكهةً تُشبه السباب
(
المنجد فی اللغة
, ص87)
sourceLink

جارَزَهُ

با او شوخى و مِزاح تُند كرد كه شبيه به دُشنام دادن بود.
(
فرهنگ ابجدی
, ص285)
sourceLink

فاكَهَهُ مفاكهةً تُشبه السِّباب.
(
المعجم الوسيط
, ص117)
sourceLink

جَارَزَهُ مُجَارَزَة و جِرَازا

فاكههُ مُفَاكهةً تشبهُ السباب.
(
أقرب الموارد
, ص419)
sourceLink

مداخل هم ریشه جَارَزَ

الجيم و الراء و الزاء أصلٌ‌ واحد،و هو القطْع.(معجم مقاییس اللغة , ج1 , ص441)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.