تَتَرَّحَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفعّل
bookmark

معنای تَتَرَّحَ

تَتَرَّحَ

حزن.
(
أقرب الموارد
, ص297)
sourceLink

تَرِحَ.
(
المعجم الوسيط
, ص83)
sourceLink

حزن
(
‏لسان اللسان
, ص127)
sourceLink

قد تَرِحَ تَرَحاً و تَتَرَّح و تَرَّحَه الأَمرُ تَتْريحاً أَي أَحْزَنه
(
لسان العرب
, ج2 , ص417)
sourceLink

حزن
(
المنجد فی اللغة
, ص60)
sourceLink

اندوهگين شدن،غمناك شدن.
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص61)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.