هَرْطَقَ

فعل ماضی رباعی
bookmark

معنای هَرْطَقَ

هَرْطَقَ

در دين بدعت‌گذار شد
(
فرهنگ ابجدی
, ص956)
sourceLink

(مس)تبع بدعة
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1480)
sourceLink

بدعت گذاشتن،فاسدالعقيده شدن،به عقايد خارج از دين گرويدن.
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص783)
sourceLink

هَرْطَقَهُ

او را بدعتگذار در دين كرد.
(
فرهنگ ابجدی
, ص956)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.