مَسَّدَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفعیل
bookmark

معنای مَسَّدَ

مَسَّدَ

مرّر الكَفّ‌ بشدّة بهَدَف التَّليين،دَلّك:«مسّد جسْمًا»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1340)
sourceLink

مَسَّدَ أَعْضَاءَهُ

ماليدن،مالش دادن، ماساژ دادن(اندام‌ها را).
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص648)
sourceLink

مَسَّدَ على الشيءِ

دست خود را با شدت بر روى چيزى كشيد
(
فرهنگ ابجدی
, ص818)
sourceLink

أَمَرَّ يَدَهُ عليهِ شديداً(او هي عاميّة)
(
المنجد فی اللغة
, ص761)
sourceLink

مَسَّدَ الشيءَ

دست خود را با شدت بر روى چيزى كشيد
(
فرهنگ ابجدی
, ص818)
sourceLink

أَمَرَّ يَدَهُ عليهِ شديداً(او هي عاميّة)
(
المنجد فی اللغة
, ص761)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.