جَلْوَزَ

فعل ماضی رباعی
bookmark

معنای جَلْوَزَ

جَلْوَزَ

جلز جَلْوَز رجل مَجْلُوْزٌ :شديدٌ مَعْصوبُ الخَلْقِ .
theDescriptionIsMachineCreated
(
شمس العلوم
, ج2 , ص1135)
sourceLink

جَلْوَزَ بين يدي الأمير

كان يخفّ في ذهابه و مجيئه
(
المنجد فی اللغة
, ص98)
sourceLink

در برابر حاكم و براى او رفت و آمد كرد و به خدمت او درآمد.
(
فرهنگ ابجدی
, ص302)
sourceLink

جَلْوَزَ الشُّرْطِيُّ

خَفَّ فى ذهابه و مجيئه.
(
المعجم الوسيط
, ص129)
sourceLink

مداخل هم ریشه جَلْوَزَ

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.