تَسَقَّفَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفعّل
bookmark

معنای تَسَقَّفَ

تَسَقَّفَ

اُسْقف مسيحيان شد.
(
فرهنگ ابجدی
, ص228)
sourceLink

صار أُسْقُفاً.
(
المعجم الوسيط
, ص436)
sourceLink

سُقِّفَ‌ ، تَسْقِيفاً : صُيَّرَ أُسْقُفًّا ، فَتَسَقَّفَ‌ ، صَارَ أُسْقُفًّا ، نَقَلَهُ الصَّاغَانِيُّ‌
(
تاج العروس
, ج12 , ص277)
sourceLink

مداخل هم ریشه تَسَقَّفَ

السين و القاف و الفاء أصل يدلُّ‌ على ارتفاعٍ‌ فى إطلال و انحناء.(معجم مقاییس اللغة , ج3 , ص87)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.