تَتَرْتَرَ

فعل ماضی رباعی
bookmark

معنای تَتَرْتَرَ

تَتَرْتَرَ

لرزيد و تكان خورد.
(
فرهنگ ابجدی
, ص207)
sourceLink

تزلزل و تقلقل كقولهِ‌: اَ لَمْ‌ تَعْلَمي اَنّي اذا الدهرُ مسَّني بِنَائِبةٍ‌ زلَّت و لم اَتَتَرْتَرِ
(
أقرب الموارد
, ص297)
sourceLink

تزلزل و تقلقل.
(
المعجم الوسيط
, ص83)
sourceLink

تزلزل
(
المنجد فی اللغة
, ص60)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.