بَرَّرَ طَهَّر،قدَّس: «اللّٰه يُبرِّرُ النَّاس بنِعْمته» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
زَكَّى: «بَرَّر فلانًا» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
ذَكَر من الأسباب و الحجج ما يُبيح شيئًا،التمس من المعاذير ما يسوِّغه:«بَرَّرَ سلوكَ فلان»،«بَرَّرَ عملاً»،«بَرَّرَ مخاوِفَه» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص80) 
تصديق كردن،توجيه كردن،ثابت كردن؛مبرا داشتن،تبرئه كردن(كسى يا چيزى را). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص31) 
بَرَّرَهُ او را پاك و تزكيه كرد ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
او را به نيكى ستود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص181) 
زكَّاهُ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ص158) 
زكَّاهُ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
نسبه الى البِرّ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص30) 
تأخّر زيد عن الدرس فَبَرَّرَ تأخيرَهُ بعذرٍ موجّهٍ أتى بعذر 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص47) 
بَرَّرَ وَجْهَهُ بـ بهوسيلۀ...خود را توجيه كرد،با...حقانيت خود را ثابت كرد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص31) 
بَرَّر عملَه زكّاه، و ذكر من الأَسباب ما يبيحه. (محدثة) . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص48) 