اِنْشَنَجَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب انفعال
bookmark

معنای اِنْشَنَجَ

اِنْشَنَجَ

تقبَّض
(
أقرب الموارد
, ج3 , ص104)
sourceLink

شَنِج شَنَجا فهو شَنِجٌ ،و أشْنَجُ ،و تَشَنَّج ،و انْشَنَج ،قال:
theDescriptionIsMachineCreated
(
المحکم و المحیط الأعظم
, ج7 , ص248)
sourceLink

اِنْشَنَجَ الجلدُ

پوست بر اثر گرما يا سرما چروكيده و منقبض شد.
(
فرهنگ ابجدی
, ص148)
sourceLink

تَقَبَّض و تَقَلَّص من حرّ او بَردٍ
(
المنجد فی اللغة
, ص403)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.