اِنْشَرَثَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب انفعال
bookmark

معنای اِنْشَرَثَ

اِنْشَرَثَتِ النّعْلُ

كفش گشاد و شكافته شد.
(
فرهنگ ابجدی
, ص148)
sourceLink

تفتَّقت
(
المنجد فی اللغة
, ص380)
sourceLink

اِنْشَرَثَ الرّجُلُ

پشت دست آن مرد از سرما ورم كرد و شكاف برداشت
(
فرهنگ ابجدی
, ص148)
sourceLink

غلظ ظهر كفّهِ من البرد و تشقَّق
(
المنجد فی اللغة
, ص380)
sourceLink

اِنْشَرَثَتْ يدُه

پشت دست او از سرما و مانند آن ورم كرد و شكاف برداشت
(
فرهنگ ابجدی
, ص148)
sourceLink

بمعنى شَرِثَت.
(
أقرب الموارد
, ج3 , ص40)
sourceLink

شَرِثَتْ.
(
المعجم الوسيط
, ص477)
sourceLink

غلظ ظهرها من بردٍ و نحوه فتشقَّقت
(
المنجد فی اللغة
, ص380)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.