اِنْسَطَلَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب انفعال
bookmark

معنای اِنْسَطَلَ

اِنْسَطَلَ

حيران و مبهوت شد.اين واژه در زبان متداول رايج است.
(
فرهنگ ابجدی
, ص147)
sourceLink

دُهِش و بُهت(عاميّة)
(
المنجد فی اللغة
, ص333)
sourceLink

صار مُخدَّرًا:«انْسَطَلَ‌ من شُرْب الخَمْر».
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص668)
sourceLink

مست شدن.
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص287)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.