الوَسِخ

مشتق ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَل
bookmark

معنای الوَسِخ

وَسِخ

تَنْقُصه النَّظافة،قَذِر،يَعْلوه الوَسَخ: «غُرْفة وَسِخة»،«ثَوْب وَسِخ»، «مَسْكن وسِخ»،«يد وسِخة»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1525)
sourceLink

چركين،كثيف،آلوده،ملوث،ناپاك.
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص746)
sourceLink

شيءٌ وَسِخٌ

آنچه كه بر روى آن چركى قرار گرفته باشد.
(
فرهنگ ابجدی
, ص984)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.