المُتَرَهِّل

اسم فاعل ثلاثی مزید باب تفعّل
bookmark

معنای المُتَرَهِّل

المُتَرَهِّل

سست گوشت و لرزان بر خلاف پرگوشت و محكم
(
فرهنگ ابجدی
, ص777)
sourceLink

نرم،سست؛چاق،فربه.
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص250)
sourceLink

المتَرَهِّل عند الاطباء

من كان هشَّ اللحم نقيض المكتنز
(
أقرب الموارد
, ج2 , ص447)
sourceLink

مُتَرهِّل

مُضطرب و مُسْترخٍ‌:«لَحْمٌ‌ مُترهِّل».
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص591)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.