فَجَعَلَهُمْ جُذٰاذا إِلاّٰ كَبِيرا لَهُمْ (آیه 58/سوره الأنبياء) 
كبر: (بر وزن عنب و قفل) بزرگى قدر. چنانكه در قاموس و اقرب گفته. راغب گفته: اصل صغير و كبير در اعيان است و بطور استعاره در معانى بكار روند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج6 , ص72) 
سماه كبيرا بحسب اعتقادهم فيه لا لقدر و رفعة له على الحقيقة. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
اَلْكَبِيرُ و الصّغير من الأسماء المتضايفة التي تقال عند اعتبار بعضها ببعض، فالشيء قد يكون صغيرا في جنب شيء، و كبيرا في جنب غيره، و يستعملان في الكمّيّة المتّصلة كالأجسام، و ذلك كالكثير و القليل، و في الكمّيّة المنفصلة كالعدد، و ربما يتعاقب الكثير و الكبير على شيء واحد بنظرين مختلفين نحو: قُلْ فِيهِمٰا إِثْمٌ كَبِيرٌ. و: كثير قرئ بهما. و أصل ذلك أن يستعمل في الأعيان، ثم استعير للمعاني 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص696) 
ناميدن بت بزرگ مشركين با واژه كبير بنا بر اعتقادى است كه آنها نسبت به آن داشتند نه اينكه در حقيقت از جهت قدر و منزلت و بزرگى آن باشد. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
اینجا واژه كبير به معنى مقام و منزلت در نظر گرفته شده. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص289) 
الكَبِيرُ و الصغير: از نامهايى است كه به يكديگر نزديكند به طورى كه بعضى از آنها به اعتبار بعض ديگر بيان مىشود پس چيزى اگر تحقيقا كوچك است در جنب چيز ديگر آنطور است و اگر بزرگ است در كنار غير از خود و با مقايسه كوچكتر از خود، آنطور است. واژههاى كَبِير و صغير يعنى بزرگ و كوچك، هم در كميت متصل مثل اجسام، مانند كثير و قليل هستند و هم در كميت منفصل مثل عدد بهكارمىروند و چهبسا كه كثير و كبير با هم و بطور پىدرپى در چيز واحدى جمع باشند با دو ديدگاه مختلف.. و اصلش اين است كه ابتداء در اجسام بهكارمىرود و سپس در معانى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص287) 
ميشود گفت: بزرگى جثّه مراد است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج6 , ص73) 
وَ كُلُّ صَغِيرٍ وَ كَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ (آیه 53/سوره القمر) 
كبر: (بر وزن عنب و قفل) بزرگى قدر. چنانكه در قاموس و اقرب گفته. راغب گفته: اصل صغير و كبير دراعيان است و بطور استعاره در معانى بكار روند. [کبیره: گناه بزرگ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج6 , ص72) 
در آيۀ صغير و كبير شامل همۀ اعمال است اعم از نيك و بد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج6 , ص76) 
إِنَّ قَتْلَهُمْ كٰانَ خِطْأ كَبِيرا (آیه 31/سوره الإسراء) 
اَلْكَبِيرُ و الصّغير من الأسماء المتضايفة التي تقال عند اعتبار بعضها ببعض، فالشيء قد يكون صغيرا في جنب شيء، و كبيرا في جنب غيره، و يستعملان في الكمّيّة المتّصلة كالأجسام، و ذلك كالكثير و القليل، و في الكمّيّة المنفصلة كالعدد، و ربما يتعاقب الكثير و الكبير على شيء واحد بنظرين مختلفين نحو: قُلْ فِيهِمٰا إِثْمٌ كَبِيرٌ. و: كثير قرئ بهما. و أصل ذلك أن يستعمل في الأعيان، ثم استعير للمعاني 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص696) 
الكَبِيرُ و الصغير: از نامهايى است كه به يكديگر نزديكند به طورى كه بعضى از آنها به اعتبار بعض ديگر بيان مىشود پس چيزى اگر تحقيقا كوچك است در جنب چيز ديگر آنطور است و اگر بزرگ است در كنار غير از خود و با مقايسه كوچكتر از خود، آنطور است. واژههاى كَبِير و صغير يعنى بزرگ و كوچك، هم در كميت متصل مثل اجسام، مانند كثير و قليل هستند و هم در كميت منفصل مثل عدد بهكارمىروند و چهبسا كه كثير و كبير با هم و بطور پىدرپى در چيز واحدى جمع باشند با دو ديدگاه مختلف.. و اصلش اين است كه ابتداء در اجسام بهكارمىرود و سپس در معانى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص287) 
ذٰلِكَ هُوَ اَلْفَضْلُ اَلْكَبِيرُ (آیه 32/سوره فاطر) 
كبر: (بر وزن عنب و قفل) بزرگى قدر. چنانكه در قاموس و اقرب گفته. راغب گفته: اصل صغير و كبير در اعيان است و بطور استعاره در معانى بكار روند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج6 , ص72) 
بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هٰذٰا (آیه 63/سوره الأنبياء) 
اَلْكَبِيرُ و الصّغير من الأسماء المتضايفة التي تقال عند اعتبار بعضها ببعض، فالشيء قد يكون صغيرا في جنب شيء، و كبيرا في جنب غيره، و يستعملان في الكمّيّة المتّصلة كالأجسام، و ذلك كالكثير و القليل، و في الكمّيّة المنفصلة كالعدد، و ربما يتعاقب الكثير و الكبير على شيء واحد بنظرين مختلفين نحو: قُلْ فِيهِمٰا إِثْمٌ كَبِيرٌ. و: كثير قرئ بهما. و أصل ذلك أن يستعمل في الأعيان، ثم استعير للمعاني ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
سماه كبيرا بحسب اعتقادهم فيه لا لقدر و رفعة له على الحقيقة. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص696) 
ناميدن بت بزرگ مشركين با واژه كبير بنا بر اعتقادى است كه آنها نسبت به آن داشتند نه اينكه در حقيقت از جهت قدر و منزلت و بزرگى آن باشد. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
اینجا واژه كبير به معنى مقام و منزلت در نظر گرفته شده. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص289) 
الكَبِيرُ و الصغير: از نامهايى است كه به يكديگر نزديكند به طورى كه بعضى از آنها به اعتبار بعض ديگر بيان مىشود پس چيزى اگر تحقيقا كوچك است در جنب چيز ديگر آنطور است و اگر بزرگ است در كنار غير از خود و با مقايسه كوچكتر از خود، آنطور است. واژههاى كَبِير و صغير يعنى بزرگ و كوچك، هم در كميت متصل مثل اجسام، مانند كثير و قليل هستند و هم در كميت منفصل مثل عدد بهكارمىروند و چهبسا كه كثير و كبير با هم و بطور پىدرپى در چيز واحدى جمع باشند با دو ديدگاه مختلف.. و اصلش اين است كه ابتداء در اجسام بهكارمىرود و سپس در معانى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص287) 
وَ اِلْعَنْهُمْ لَعْنا كَبِيرا (آیه 68/سوره الأحزاب) 
الكبير: العظيم. [الكبير]: خلاف الصغير. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج9 , ص5743) 
قُلْ فِيهِمٰا إِثْمٌ كَبِيرٌ (آیه 219/سوره البقرة) 
اَلْكَبِيرُ و الصّغير من الأسماء المتضايفة التي تقال عند اعتبار بعضها ببعض، فالشيء قد يكون صغيرا في جنب شيء، و كبيرا في جنب غيره، و يستعملان في الكمّيّة المتّصلة كالأجسام، و ذلك كالكثير و القليل، و في الكمّيّة المنفصلة كالعدد، و ربما يتعاقب الكثير و الكبير على شيء واحد بنظرين مختلفين نحو: قُلْ فِيهِمٰا إِثْمٌ كَبِيرٌ. و: كثير قرئ بهما. و أصل ذلك أن يستعمل في الأعيان، ثم استعير للمعاني 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص696) 
الكَبِيرُ المُتَعٰالِ (آیه 9/سوره الرعد) 
اَلْكَبِيرُ و الصّغير من الأسماء المتضايفة التي تقال عند اعتبار بعضها ببعض، فالشيء قد يكون صغيرا في جنب شيء، و كبيرا في جنب غيره، و يستعملان في الكمّيّة المتّصلة كالأجسام، و ذلك كالكثير و القليل، و في الكمّيّة المنفصلة كالعدد، و ربما يتعاقب الكثير و الكبير على شيء واحد بنظرين مختلفين نحو: قُلْ فِيهِمٰا إِثْمٌ كَبِيرٌ. و: كثير قرئ بهما. و أصل ذلك أن يستعمل في الأعيان، ثم استعير للمعاني ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
هذا مما اعتبر فيه المنزلة و الرّفعة. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص696) 
اینجا واژه كبير به معنى مقام و منزلت در نظر گرفته شده. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص289) 
الكَبِيرُ و الصغير: از نامهايى است كه به يكديگر نزديكند به طورى كه بعضى از آنها به اعتبار بعض ديگر بيان مىشود پس چيزى اگر تحقيقا كوچك است در جنب چيز ديگر آنطور است و اگر بزرگ است در كنار غير از خود و با مقايسه كوچكتر از خود، آنطور است. واژههاى كَبِير و صغير يعنى بزرگ و كوچك، هم در كميت متصل مثل اجسام، مانند كثير و قليل هستند و هم در كميت منفصل مثل عدد بهكارمىروند و چهبسا كه كثير و كبير با هم و بطور پىدرپى در چيز واحدى جمع باشند با دو ديدگاه مختلف.. و اصلش اين است كه ابتداء در اجسام بهكارمىرود و سپس در معانى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص287) 
الكَبير في صفة الله تعالى: العظيم الجليل و المُتَكَبِّر الذي تَكَبَّر عن ظلم عباده، و الكِبْرِياء عَظَمَة الله، جاءتْ على فِعْلِياء; قال ابن الأَثير: في أَسماء الله تعالى اَلْمُتَكَبِّرُ و اَلْكَبِيرُ أَي العظيم ذو الكبرياء، و قيل: المتعالي عن صفات الخلق، و قيل: المتكبر على عُتاةِ خَلْقه، و التاء فيه للتفرّد و التَّخَصُّصِ لا تاء التَّعاطِي و التَّكَلُّف. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص125) 
الكبير: خلاف الصغير. و الكبير: من أسماء اللّٰه تعالى لذاته، معناه العظيم. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج9 , ص5743) 
وَ وُضِعَ اَلْكِتٰابُ فَتَرَى اَلْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمّٰا فِيهِ وَ يَقُولُونَ يٰا وَيْلَتَنٰا مٰا لِهٰذَا اَلْكِتٰابِ لاٰ يُغٰادِرُ صَغِيرَة وَ لاٰ كَبِيرَة إِلاّٰ أَحْصٰاهٰا (آیه 49/سوره الكهف) 
اَلْكَبِيرُ و الصّغير من الأسماء المتضايفة التي تقال عند اعتبار بعضها ببعض، فالشيء قد يكون صغيرا في جنب شيء، و كبيرا في جنب غيره، و يستعملان في الكمّيّة المتّصلة كالأجسام، و ذلك كالكثير و القليل، و في الكمّيّة المنفصلة كالعدد، و ربما يتعاقب الكثير و الكبير على شيء واحد بنظرين مختلفين نحو: قُلْ فِيهِمٰا إِثْمٌ كَبِيرٌ. و: كثير قرئ بهما. و أصل ذلك أن يستعمل في الأعيان، ثم استعير للمعاني ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
اَلْكَبِيرَةُ متعارفة في كلّ ذنب تعظم عقوبته، و الجمع: اَلْكَبَائِرُ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص696) 
الكَبِيرُ و الصغير: از نامهايى است كه به يكديگر نزديكند به طورى كه بعضى از آنها به اعتبار بعض ديگر بيان مىشود پس چيزى اگر تحقيقا كوچك است در جنب چيز ديگر آنطور است و اگر بزرگ است در كنار غير از خود و با مقايسه كوچكتر از خود، آنطور است. واژههاى كَبِير و صغير يعنى بزرگ و كوچك، هم در كميت متصل مثل اجسام، مانند كثير و قليل هستند و هم در كميت منفصل مثل عدد بهكارمىروند و چهبسا كه كثير و كبير با هم و بطور پىدرپى در چيز واحدى جمع باشند با دو ديدگاه مختلف.. و اصلش اين است كه ابتداء در اجسام بهكارمىرود و سپس در معانى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص287) 
كَبيرَةً: براى هر گناهى كه عقوبتش سنگين و بزرگ است معمول شده و بهكارمىرود، جمعش - كبائر - است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص290) 
[کبیره: گناه بزرگ] ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
گناهان منقسم بصغائر و كبائراند و استناد به «كبائر» نشان ميدهد كه صغائر هم داريم. از ابن عباس نقل شده گناهان همه كبيرهاند و هر آنچه خدا از آن نهى كرده كبيره ميباشد طبرسى رحمه اللّه بعد از نقل اين سخن فرموده: اصحاب ما (اماميّه) نيز بر اين قولند و فرمودهاند «المعاصى كلّها كبيرة» زيرا همه قبيحاند ليكن بعضى نسبت ببعضى بزرگتراند ولى فى نفسه گناه صغيره نداريم. . . در مستمسك عروه ذيل مسئلۀ عدالت امام جماعت، از شيخ مفيد، قاضى، شيخ طوسى و علاّمۀ حلّى نقل شده كه فرمودهاند: «كلّ معصية كبيرة» و صغيره و كبيره بودن بالنسبة است. اقوال ديگرى نيز در اين باره هست كه احتياج بنقل آنها نيست مگر قول ذيل: و آن اينكه: صغيره و كبيره بودن نسبت بفاعل است مثلا اگر عالم گناهى كند كبيره است و اگر همان گناه را جاهل بكند كبيره نيست على هذا بايد با مكان و زمان نيز فرق كند مثل گناه در رمضان و غير آن و يا گناه در حرم مكّه و غير آن. بنظر نگارنده: اين دو قول فى حدّ نفسه صحيحاند ولى قرآن و روايات ناظر باين دو قول نيست بلكه ظهورشان در آنست كه بعضى از گناهان بذاته كبيرهاند و بعضى صغيره و گرنه حساب صغائر و كبائر از بين خواهد رفت. . . ظاهر آنست (و اللّه العالم) گناهان مثل اشياء مختلف الحقيقة و فى حدّ نفسه هستند مثلا ميگوئيم: اين شتر است، اين اسب، اين گاو، اين گوسفند، اين گربه و اين موش هكذا گناهان: اين قتل است، اين اكل مال يتيم و اين اوقات تلخى بزن و فرزند و نظير آن. على هذا بايد ديد كدام گناهان در شرع كبيره خوانده شدهاند و با استقصاء و دانستن آنها بدانيم كه غير آنها صغيرهاند بشرط آنكه در صغيره اصرار نداشته باشيم. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج6 , ص75) 
آيۀ در صغيره و كبيره بودن گناه صريح است زيرا مجرمين از آنچه در كتاب است ترسانند و ميگويند اين چه كتابى است على هذا صغيره و كبيره گناهند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج6 , ص76) 
قُلْ فِيهِمٰا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَ مَنٰافِعُ لِلنّٰاسِ وَ إِثْمُهُمٰا أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمٰا (آیه 219/سوره البقرة) 
اَلْكَبِيرُ و الصّغير من الأسماء المتضايفة التي تقال عند اعتبار بعضها ببعض، فالشيء قد يكون صغيرا في جنب شيء، و كبيرا في جنب غيره، و يستعملان في الكمّيّة المتّصلة كالأجسام، و ذلك كالكثير و القليل، و في الكمّيّة المنفصلة كالعدد، و ربما يتعاقب الكثير و الكبير على شيء واحد بنظرين مختلفين نحو: قُلْ فِيهِمٰا إِثْمٌ كَبِيرٌ. و: كثير قرئ بهما. و أصل ذلك أن يستعمل في الأعيان، ثم استعير للمعاني 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص696) 
الكَبِيرُ و الصغير: از نامهايى است كه به يكديگر نزديكند به طورى كه بعضى از آنها به اعتبار بعض ديگر بيان مىشود پس چيزى اگر تحقيقا كوچك است در جنب چيز ديگر آنطور است و اگر بزرگ است در كنار غير از خود و با مقايسه كوچكتر از خود، آنطور است. واژههاى كَبِير و صغير يعنى بزرگ و كوچك، هم در كميت متصل مثل اجسام، مانند كثير و قليل هستند و هم در كميت منفصل مثل عدد بهكارمىروند و چهبسا كه كثير و كبير با هم و بطور پىدرپى در چيز واحدى جمع باشند با دو ديدگاه مختلف.. و اصلش اين است كه ابتداء در اجسام بهكارمىرود و سپس در معانى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص287) 
وَ إِنْ كٰانَتْ لَكَبِيرَة إِلاّٰ عَلَى اَلَّذِينَ هَدَى اَللّٰهُ (آیه 143/سوره البقرة) 
التهذيب: إِذا أَردت عِظَمَ الشيء قلت: كَبُرَ يَكْبُرُ كِبَراً، كما لو قلت: عَظُمَ يَعظُم عِظَماً. و تقول: كَبُرَ الأَمْرُ يَكْبُر كَبارَةً. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص128) 
يقال كَبُرَ بالضم يَكْبُرُ أَي عَظُمَ، فهو كبير . ابن سيده الكِبَرُ نقيض الصِّغَرِ، كَبُرَ كِبَراً و كُبْراً فهو كبير و كُبَار و كُبَّار. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص126) 
يعنى: و إن كان اتّباع هذه القِبلة-يعنى قبلة بيت المقدس إلا فَعلة كبيرة . المعنى: أنها كبيرة على غير المصحِّحين فأمّا مَن أخلص فليست بكبيرة عليه. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
كبُرَ الأمرُ كِبَراً، و كَبَارة: عَظُم. و كلّ ما جَسُم: فقد كَبُر. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج7 , ص12) 
قٰالَ كَبِيرُهُمْ أَ لَمْ تَعْلَمُوا أَنَّ أَبٰاكُمْ (آیه 80/سوره يوسف) 
أَي أَعْلَمُهم لأَنه كان رئيسهم و أَما أَكبرهم في السِّنِّ فَرُوبِيلُ و الرئيسُ كان شَمْعُونَ. ; قال الكسائي في روايته: كَبيرهم يَهُوذا. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
يقال كَبُرَ بالضم يَكْبُرُ أَي عَظُمَ، فهو كبير . ابن سيده الكِبَرُ نقيض الصِّغَرِ، كَبُرَ كِبَراً و كُبْراً فهو كبير و كُبَار و كُبَّار. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص126) 
قال مجاهد في قول اللّٰه جل و عز: قٰالَ كَبِيرُهُمْ أَ لَمْ تَعْلَمُوا أَنَّ أَبٰاكُمْ [يوسف: 80] أي أعْلَمُهُمْ كأنَّه كان رئيسَهمْ، و أمَّا أكْبَرُهم في السِّنِّ فرُوبيلُ. قال: و الرئيسُ: شَمعونُ. و قال الكسائي في روايته: كَبِيرُهُمْ: يَهُوذَا. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج10 , ص120) 
إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ اَلَّذِي عَلَّمَكُمُ اَلسِّحْرَ (آیه 71/سوره طه) 
أي: رئيسكم. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
هذا مما اعتبر فيه المنزلة و الرّفعة. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
اَلْكَبِيرُ و الصّغير من الأسماء المتضايفة التي تقال عند اعتبار بعضها ببعض، فالشيء قد يكون صغيرا في جنب شيء، و كبيرا في جنب غيره، و يستعملان في الكمّيّة المتّصلة كالأجسام، و ذلك كالكثير و القليل، و في الكمّيّة المنفصلة كالعدد، و ربما يتعاقب الكثير و الكبير على شيء واحد بنظرين مختلفين نحو: قُلْ فِيهِمٰا إِثْمٌ كَبِيرٌ. و: كثير قرئ بهما. و أصل ذلك أن يستعمل في الأعيان، ثم استعير للمعاني 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص696) 
يعنى رئيس شماست. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
اینجا واژه كبير به معنى مقام و منزلت در نظر گرفته شده. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص289) 
الكَبِيرُ و الصغير: از نامهايى است كه به يكديگر نزديكند به طورى كه بعضى از آنها به اعتبار بعض ديگر بيان مىشود پس چيزى اگر تحقيقا كوچك است در جنب چيز ديگر آنطور است و اگر بزرگ است در كنار غير از خود و با مقايسه كوچكتر از خود، آنطور است. واژههاى كَبِير و صغير يعنى بزرگ و كوچك، هم در كميت متصل مثل اجسام، مانند كثير و قليل هستند و هم در كميت منفصل مثل عدد بهكارمىروند و چهبسا كه كثير و كبير با هم و بطور پىدرپى در چيز واحدى جمع باشند با دو ديدگاه مختلف.. و اصلش اين است كه ابتداء در اجسام بهكارمىرود و سپس در معانى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص287) 
مراد رهبر و رئيس ميباشد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج6 , ص73) 
كبر: (بر وزن عنب و قفل) بزرگى قدر. چنانكه در قاموس و اقرب گفته. راغب گفته: اصل صغير و كبير در اعيان است و بطور استعاره در معانى بكار روند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج6 , ص72) 
أَي مُعَلِّمكم و رئيسكم. و الصبي بالحجاز إِذا جاء من عند مُعَلِّمه قال: جئت من عند كَبيري. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
يقال كَبُرَ بالضم يَكْبُرُ أَي عَظُمَ، فهو كبير . ابن سيده الكِبَرُ نقيض الصِّغَرِ، كَبُرَ كِبَراً و كُبْراً فهو كبير و كُبَار و كُبَّار. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص126) 
أي معلمكم و رئيسكم، و الصبيُّ بالحجاز إذا جاء مِن عند معلمه قال: جئت مِن عند كَبيري. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج10 , ص120) 
وَ إِنَّهٰا لَكَبِيرَةٌ إِلاّٰ عَلَى اَلْخٰاشِعِينَ (آیه 45/سوره البقرة) 
تستعمل الكبيرة فيما يشقّ و يصعب. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص696) 
واژه - كَبِيرَة - در چيزى كه انسان را به سختى مىاندازد بهكارمىرود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص291) 
الكَبِيرُ و الصغير: از نامهايى است كه به يكديگر نزديكند به طورى كه بعضى از آنها به اعتبار بعض ديگر بيان مىشود پس چيزى اگر تحقيقا كوچك است در جنب چيز ديگر آنطور است و اگر بزرگ است در كنار غير از خود و با مقايسه كوچكتر از خود، آنطور است. واژههاى كَبِير و صغير يعنى بزرگ و كوچك، هم در كميت متصل مثل اجسام، مانند كثير و قليل هستند و هم در كميت منفصل مثل عدد بهكارمىروند و چهبسا كه كثير و كبير با هم و بطور پىدرپى در چيز واحدى جمع باشند با دو ديدگاه مختلف.. و اصلش اين است كه ابتداء در اجسام بهكارمىرود و سپس در معانى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص287) 
الضمير للصلاة لَكَبِيرَةٌ أي شاقة ثقيلة إِلاّٰ عَلَى اَلْخٰاشِعِينَ لأنهم هم الذين يتوقعون ما ادخر الله للصابرين على مشاقها فتهون عليهم. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص466) 
إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ أَي مُعلِّمكُم و رئيسُكم. و الصَّبيُّ بالحجَاز إِذا جاءَ من عنْد مُعلِّمه قال: جئْتُ من عنْد كَبِيري . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج7 , ص434) 
وَ أَنَّ اَللّٰهَ هُوَ اَلْعَلِيُّ اَلْكَبِيرُ (آیه 62/سوره الحج) 
كبير: از اسماء حسنى است. ظاهرا آن بمعنى عظيم القدر است چنانكه علىّ بمعنى بلند پايه است در مجمع آنرا «السّيّد الملك القادر على جميع الاشياء» گفته است. مراجعه بآيات نشان ميدهد كه آن نوعا در ذيل آياتى آمده سخن در قدرت و احاطۀ خداوند است و على هذا سخن مجمع تأييد ميشود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج6 , ص73) 