شنه بالفتح و تشديد نون و تخفيف آن،شيهۀ اسب،فخرى گويد: مصراع چون زند در رزم يكرانت شنه و منجيك گويد: بيت هر انگهى كه به بيشه درون زند شنه ز بيم شنۀ او شير افكند چنگال و در تحفه شنبه بوزن پنبه،آورده،و گفته كه آواز شير را نيز گويند،و در فرهنگ شنبه بمعنى شيهه،و شنه بمعنى آواز بلند،مثل آواز در خانه و سرناى و آواز و حوش و طيور. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص958) 
به فتح اول و ثانى بىتشديد جميع آوازها را گويند عموما همچو صرير قلم و آواز نفير و ناى و سورناى و آواز سبع و بهايم و وحوش و طيور و مانند آن و شيهه اسب را نيز گفتهاند خصوصا و آن را به عربى صهيل خوانند و به معنى چارشاخ دهقانان هم آمده است و آن آلتى باشد مانند پنجۀ دست و دستهاى نيز دارد كه به آن غله كوفته شده را به باد دهند تا از كاه جدا شود و به معنى نفرين و لعنت هم هست و با تشديد ثانى شيهۀ اسب را گويند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص587) 
بفتح اول و ثانى بىتشديد بمعنى آوازها عموما و آواز اسب خصوصا شمس فخرى كفته چون زند در رزم يكرانت شنه زهرۀ مريخ حالى خون شود مختارى كفته ز كريه و شنه كلك او بخندد عقل ز خنده به منجوق او بكريد جان و اين بيت بمعنى صرير قلم بود و در تحفة الاحباب شينه بر وزن پينه كفته آواز شير است و در جهانكيرى بمعنى آواز بلند عموما مثل آواز در خانه و آواز سرناى و آواز وحوش و طيور و مشدّد بمعنى صداى اسب است كه بعربى صهيل كويند حكيم منجيك ترمدى در صفت اسب كفته هرانكهى كه به بيشه درون زند شنه ز بيم شنّه او شير بفكند چنكال 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص518) 
- [بفتح شين و نون] آواز اسب باشد و آن را شيهه نيز گويند. مثالش شمس فخرى گويد: بيت زهرۀ مريخ حالى خون شود چون زند در رزم يكرانت شنه و بتشديد نون نيز آمده چنانكه استاد منجيك فرمايد: بيت هر آنگهى كه به بيشه درون زند شنه ز بيم شنۀ او شير بفكند چنگال و در تحفه شنبه بوزن پنبه باين معنى آورده و گفته كه آواز شير را نيز گويند و در فرهنگ نيز شنبه بوزن پنبه بمعنى شيهه آورده و شنه را بمعنى آوازهاى بلند عموما مثل صرير قلم و در خانه و سرنا و آواز سباع و وحوش و طيور نيز آورده . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص902) 
شيهۀ اسب بود يعنى بانگ اسب.منجيك گفت:[بيت] دژ آگهى كه به بيشه درون سپيدهدمان ز بيم شنۀ او شير بفگند چنگال 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص282) 
[اسم][فارسی]شيهۀ اسب. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص2090) 
(اسم) هرگونه آواز بلند. ¦¦صداى حيوانات اهلى و وحشى. ¦¦شيهۀ اسب. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1846) 
شنّه آواز اسب است.منجيك گويد: دژ آگهى كه بيشه درون سپيدهدمى #ز بيم شنّۀ او شير بفكند چنگال شيهه را خاقانى گفته است: گيسوى حواشناس پرچم منجوق او#عطسۀ آدم شمر شيهۀ يكران او 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص73) 