التُّفَال مترادف(التُّفْل)است بمعناى آب دهان 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص243) 
البصاق ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الزَبَد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص63) 
البُصاقُ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الزَبَد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ص302) 
البصاق. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الزَّبَد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص86) 
التُّفل و التُّفال :البُصاق، تفَل يتفِلُ تَفلا و تُفالا :بصَق. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الإفصاح في فقه اللغةالإفصاح في فقه اللغة
, ص54) 
- و التُّفْلُ و التُّفالُ ، بضمهما: البُصاقُ ، و الزَّبَدُ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( القاموس المحیطالقاموس المحیط
, ج3 , ص464) 
التُّفْل و التُّفَال : البُصاق و الزَّبَد و نحوُهما ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
و التُّفْل و التُّفَال : البُصاق و الزَّبَد و نحوُهما. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج11 , ص77) 
تُفَال آب دهان،خلط،تف. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص63) 