اسْتَبْزَلَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب استفعال
bookmark

معنای اسْتَبْزَلَ

اِسْتَبْزَلَ الشيءَ

فتحهُ
(
أقرب الموارد
, ص166)
sourceLink

آن چيز را گشود
(
فرهنگ ابجدی
, ص52)
sourceLink

فتحه
(
المنجد فی اللغة
, ص37)
sourceLink

اِسْتَبْزَلَ الخمرَ

صفَّاها.
(
أقرب الموارد
, ص166)
sourceLink

مي را تصفيه كرد.
(
فرهنگ ابجدی
, ص52)
sourceLink

صفَّاها
(
المنجد فی اللغة
, ص37)
sourceLink

مداخل هم ریشه اسْتَبْزَلَ

الباء و الزاء و اللام أصلان:تفتُّح الشئ،و الثانى الشدّةُ‌ و القُوّة.(معجم مقاییس اللغة , ج1 , ص244)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.