bookmark

معنای كول

كول

بالضم واو مجهول،دوش كه بعربى كتف گويند،و آبگير و هر گوى كه در ان آب بايستد،و چغد كه بشامت معروف است،و مردم گيلان تل و پشته را گويند، سراج الدين راجى گويد: بيت كول بارى ز معصيت بر كول چون توانى شدن بصدر قبول و مولوى گويد: بيت شه چو حوضى دان حشم چون لولها آب از لوله رود در كولها و بفتحتين،پوستينى كه از گوسپند پير سازند،و بعضى گليم كهنه را گفته‌اند، نظامى گويد: بيت ميفكن كول گر چه عار آيدت كه هنگام سرما بكار آيدت و در سامى اسب كند رو كه كودن نيز گويند.
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1237)
sourceLink

جايى باشد كه آب تنك ايستاده باشد. لبيبى گفت: بيت كولى تو از قياس كه گر بركشد كسى يك كوزه آب ازو بزمين تيره‌گون شود
(
صحاح الفرس
, ص209)
sourceLink

بضم اول بر وزن غول ابله و نادان را كويند و بمعنى مكر و فريب شهرت يافته است و در اصل نيامده
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص648)
sourceLink

- [بضم كاف] كتف باشد. و نيز گوى را گويند كه آب در آن بايستد و نام مرغى كه جغد نيز گويند [4]. مثال معنى اول سراج الدين راجى گويد: بيت كولبارى ز معصيت بر كول چون توانى شدن بصدر قبول مثال معنى دوم مولوى مثنوى: بيت شه چو حوضى دان حشم چون لولها آب از لوله رود در كولها* (1)اين صورت در برهان نيست. (2)شاخل. شاخول (برهان). (3)برهان گويد او را سرهنگ نيز مى‌گويند و گويد كوت بهندى قلعه است. (4)در برهان بفتح اول و دوم نام قصبه‌اى در فارس (مصحف گوك ظاهرا موضعى در كرمان. حاشيۀ برهان) نيز باشد و گويد بضم اول مردم بيه پس و گيلان پشته و تل را گويند.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1095)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]تالاب و استخر و آبگير. و جغد و كوكن. ¦¦
[اسم‏][فارسی‏]كتف و دوش.و پشت و ظهر.و پشت تپه و تل و كوه.و قسمى از ماهى ماكول و بسيار لذيذ.و گدار آب و پاياب.و جائى كه آب آن ايستاده و روان نباشد.و بى‌ادب كار ناآزموده.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2863)
sourceLink

بوم.
(
فرهنگ قواس
, ص62)
sourceLink

كولو كيلو

خزينۀ آب.سوزنى گويد: بدست آورد او مالى و چون در كول مرغابى#فروشد از در طاق و درآمد از در بستان
(
فرهنگ قواس
, ص23)
sourceLink

ضرب المثل كول

دمش را روى كولش گذاشت و رفت

مغلوب رفت.مأيوس رفت.مثال: آمد پولى از من بگيرد،هرچند اصرار كرد نتيجه‌اى نداد،ناچار دمش را روى كولش گذاشت و رفت.
(
فرهنگ عوام
, ص285)
sourceLink

بر كول كسى سوار شدن

او را مطيع خود ساختن.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص139)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.