bookmark

معنای كرش

كرش [ karec ] [ kerc ]

[اسم‏][عربی‏]پارۀ زمين بلند و پشته.و گياهى خوشگوارترين چراگاه.و گروه مردم.الحديث:الانصار كرشى و عيبتى. ¦¦
[اسم‏][عربی‏]شكنبۀ ستور نشخوار كننده.و شكنبۀ يربوع و خر گوش،مؤنث آيد.[جمع‏]كروش.و عيال و فرزندان خرد مرد.يقال:هم كرش منثورة يعنى ايشان فرزندان كوچك‌اند.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2784)
sourceLink

غراره .
(
فرهنگ قواس
, ص135)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.