bookmark

معنای سيك

سيك

[اسم‏][فارسی‏]علتى كه بر روى غله زار نشيند و غله را زرد كند.
(
فرهنگ نفیسی
, ج3 , ص1976)
sourceLink

(اسم) فرقهاى از هندوان داراى مذهب وشنو كه از شعب دين بودايى است. ¦¦
(اسم) سواك. زردى كشت. يرقان. زردى كه در كشت افتد. زنگ. ¦¦
(ترکی اسم) آلت تناسل. حيوانات نر.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1741)
sourceLink

زردى كشت.
(
فرهنگ قواس
, ص55)
sourceLink

بوزن نيك،همان سواك مرقوم،يعنى زردى كشت.
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص898)
sourceLink

به كسر اول و سكون ثانى و كاف زردى و علتى باشد كه بر روى غله‌زار نشيند و به تركى آلت تناسل را گويند و امر به مباشرت و جماع هم هست.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص544)
sourceLink

بكسر اول بر وزن نيك همان زرديست كه بر روى كشت‌زار پيدا شود و آن را سيكك نيز كفته‌اند و سيكل تصحيف و تبديل آنست
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص490)
sourceLink

- [بوزن نيك] همان سوگك كه گذشت يعنى زردى كشت‌زار.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص767)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.